Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یک جای کار می لنگد (نوشته‌ای در نقد حجاب اجباری)
.: یکشنبه 21 مهر ماه سال 1387 :.

در چند روز گذشته به دلیل نوشته‌ای مبنی بر نفی قانون حجاب اجباری از طرف دوست و دشمن به بی دینی و نامسلمانی متهم شدم و با عکسهایی که از مفاتیح قلابی در وبلاگ گذاشته‌ام مرا دیگر مرتد میدانند. به اندازه دو برابر این نظرهایی که در اینجا تائید شده‌اند فحش و ناسزا و تهدید شنیدم. اما انگار خیلی از آقایان و خانمهای به شدت مسلمان فقط انتشار این نوشته و عکسها را میبینند و در این راه سعی میکنند بنده حقیر را نهی از منکر و امر به معروف کنند تا بلکه آدم شده و به راه راست هدایت شوم.

به قول مهندس زمان خرسندم که دینم از دین شما جداست و به این دین کافر هستم. من مشکلی با حجاب ندارم،. مشکل من این است که مخالف اجبارهستم.

پوشش بدن طبق روایات اسلامی و تفاسیر از قرآن کریم برای زنان و مردان مسلمان واجب است و بنده نه در نظرهای آقای مطهری و نه در هیچ جای دیگری از قرآن و روایات ندیدم و یا نشنیدم که حجاب برای زنی واجب باشد. حجاب در معنی یعنی پشت پرده، در حالی که پوشش اینگونه نیست. کاری هم به مصادیق آن ندارم که باید تا چه حدی از مو پوشیده باشد یا سایر ملزومات دیگر. پس این چیزی که به عنوان روبنده و یا هر چیز دیگری که در کشورهای بیشتر عربی و افغانستان وجود دارد در اسلام محلی از اعراب ندارد. در اینکه پوشش زن مسلمان نیز چادر باشد نیز هیچ توصیه‌ای در قرآن و روایات وجود ندارد و فقط بحث سلیقه‌ای است. خب این واقعیت پوشش است نه حجاب. با این همه اوایل دهه 60 در زمان وزارت کشور آقای ناطق نوری قانون اجباری حجاب در مجلس اول به ریاست آقای هاشمی تصویب و مورد تائید شورای نگهبان به دبیری آقای جنتی قرار گرفت. اگر به راستی این قانون برای انجام واجبات و ترک محرمات بر مبنای دین مبین اسلام است، چرا قوانینی مبنی بر حضور اجباری در نماز جماعات و جمعه، غیبت نکردن، دروغ نگفتن، روزه گرفتن، دادن زکات و خمس و ... تصویب نمیشود؟ البته دوستان استدلال ننمایند که حجاب امری اجتماعی است و بر سلامتی جامعه تاکید دارد. مگر نماز جماعت تاثیرش کمتر از حجاب است؟ گناه بی حجابی سنگین‌تر است یا غیبت کردن؟ در حالی که همگان آگاه هستند اثرات مخرب غیبت کردن خیلی خیلی بیشتر از بی حجابی است و باعث تفرقه و نفاق در جامعه میگردد که حل این مشکل به مراتب سخت‌تر از رفع معضل فساد اخلاقی خود متصور در غیاب حجاب است.

گذشته از آن اگر بی حجابی باعث بروز فساد اخلاقی در جامعه می‌گردد پس این همه فساد و فحشا در این جامعه از کجا نشات میگیرد؟ مگر نه این است که سی سال در این جامعه حجاب اجباری بوده است و در هر گذرگاهی با نوشتن شعار «از ارائه خدمات به افراد بدحجاب معذوریم» یادآور این موضوع حیاتی و خطیر!!! شدید. در مورد این واژه «بدحجابی» هم سخن فراوان است طبق تعاریفی که از حجاب در سلوک حضرات وجود دارد اگر کسی به اندازه یک تار مویش بیرون بماند حجابش مخدوش است و دیگر حجابی برایش باقی نمانده و گناهش برابر با فرد بی‌حجاب می‌باشد، پس با این تفاسیر ما با حجاب و بی حجاب داریم و بینابینی وجود ندارد که بخواهیم برایش اسم بدحجابی بگذاریم. در این غیر این صورت اگر امکان دارد معنی «خوش حجابی» رو هم برای من کم سواد روشن کنید.

در مقایسه با سایر کشورهای اسلامی، ایران بیشترین فساد و تجاور به عنف و آزار و اذیت دختران را دارا می باشد. در حالی که در کشورهایی نظیر لبنان و مالزی و ترکیه و اندونزی و ... با وجود آزادی در پوشش افراد چنین جرایمی به مراتب کمتر از ایران می‌باشد. در صورتی که بر اثر رفتارهای غلط متولیان امر، الان پوشش زنان دستمایه اعتراض‌های اجتماعی شده است و کسانی که با مواضع سیاسی حاکم بر کشور مخالفت می‌کنند اولین و دم دستی بهانه‌هایشان همین مساله حجاب است.

من مشکلی با افراد بدون پوشش اسلامی ندارم و همان گونه که دکتر شریعتی در جریان ازدواجشان با خانم دکتر پوران شریعتی که به ایشان بابت نبود پوشش اسلامی همسرشان ایراد می‌گرفتند یادآوری می کردند که «شما چرا ظاهر را می نگرید ببنید که در باطن و اندیشه این فرد چگونه است».

گذشته از آن زندگی در این جامعه که با بی پوشش شدن زنها ممکن است مردان به فساد بیفتند درست مثل این است که کسی در زندان است و ادعا می‌کند که هیچوقت مرتکب هیچ جرمی نمی‌شود. در حالی که این فضیلت نیست و اجبار است. در آزادی می‌توان باطن افراد را شناخت والا منع کردن از چیزی دلیل بر عدم ارتکاب آن نیست و هیچ گونه فضلیتی ندارد. این تصویر، یک تصویر ایده‌آل از پوشش اجباری است در حالی که تجارب سی سال گذشته نشان می‌دهد که هیز بودن و دیدن زدن حتی اندام پوشش زنها در بین مردان ایرانی به صورت تصاعدی بالا رفته است. به طوری که حضور یک زن یا دختر در محیطی نظایر مراکز خرید،‌ادارات و مراکز آموزشی به شدت جلب توجه ‌می‌کند و بسیاری از مردان دست از کار کشیده و مشغول سیر در آفاق هستی می‌شوند.

شاید خیلی از دختران و زنان کشورمان تجربه حداقل یک بار متلک شنیدن را از پسران و احیانا مردان میانسال داشتند، دلیل این تجارب ناخوشایند چیست؟ چرا باید اینگونه باشد؟ چرا باید دختری که بالفرض مانتوش تنگ یا کوتاه است باید هر حرف چرندی را از یک عده آدم بی ظرفیت بشنود؟

گذشته از آن انتخاب پوشش برای هر کس جزو آزادیهای فردیش محسوب می‌‌شود، در حالی که بسیاری از ادارات و مراکز آموزشی چادر را به عنوان تنها پوشش قابل پذیرش خود قبول دارند و از ارائه خدمات به سایر افراد خودداری می‌کنند. حتی بعضا پیراهن آستین کوتاه و شلوار جین و کراوات و پاپیون گناه‌اش از قاچاقچی مواد مخدر بیشتر است و باید شاهد هر گونه توهینی از افراد مسئول باشد. تازه بعضی از افراد متحجر سعی در جایگزین کردن پوششهایی دیگر برای کت و شلوار هستند با این استدلال که کت و شلوار نماد سرمایه‌داری است و باید از پوششهایی نظیر کاپشن و ... استفاده کرد. در حالی که این لباس از زمان هخامنشی وجود دارد و در کتیبه‌های به جامانده از آن دوران این نوع پوشش مورد استفاده قرار می‌گرفت و در قرن هیجدهم اروپائیها با الگو برداری از آن به این صورت درآوردند. در حالی که وجود خود کاپشن جای سوال دارد و مبداء اولیه آن از سرخپوستان آمریکا می باشد که ساکنان خود آمریکا با طرح اولیه لباسهای بومیان سرخپوستی قاره آمریکا به دوخت کاپشن پرداختند.

با همه این تفاسیر یک جای کار می لنگد و بهتر است مسئولان در زمینه قوانین مربوط به پوشش در جامعه تجدیدنظر کنند و از تجارب کشورهای اسلامی نظیر مالزی و اندونزی که در این زمینه موفق عمل کردند استفاده کنند.  


در باب فواید شکلات
.: دوشنبه 8 مهر ماه سال 1387 :.

از آنجایی که قول دادم در باب شکلات کسی چیزی بگه جوبی دندان شکن بهش بدم. منم این چند تا مطلب رو راجع به شکلات پیدا کردم تا حال یه عده محترم رو اخذ کنم تا دیگه به این عزیز دوست داشتنی توهین ننمایند. 

 

وای من شکلات میخوام!!! 

  

خوردن یک تکه کوچک شکلات در روز شما را از بیماری های قلبی در امان می‌دارد.
مطالعات محققان ایتالیایی نشان می‌دهد؛ شکلات تیره رنگ می تواند در کاهش التهاباتی که به بیماری‌های قلبی عروقی منجر می‌شوند موثر باشد.
این محققان، 4 هزار و 849 فرد سالم را بدون عوامل خطر بیماریهای قلبی مانند کلسترول و فشار خون بالا مورد بررسی قرار دادند؛ این افراد در مورد میزان شکلات رژیم غذایی شان مورد سوال قرار گرفتند.
طبق نتایج این مطالعه که در نشریه تغذیه (journal of Nutrition) چاپ شد، مصرف روزانه 7/6 گرم شکلات کافی است و مصرف شیر شکلات موثر نیست.
التهاب مزمن می‌تواند به بیماری قلبی منجر شود، بنابراین کنترل التهاب از مهمترین بخش‌های درمان محسوب می شود.
محققان معتقدند؛ افرادی که میزان نوعی پروتئین به نام CRP در خونشان پایین‌تر است کمتر به التهاب دچار می‌شوند و کسانی که به طور مداوم مقدار کمی شکلات می خورند نسبت به سایرین مقدار کمتری CRP دارند.
گفتنی است، این نتایج با در نظر گرفتن سایر عوامل موثر نیز تکرار شد.

تحقیقات اخیر نشان می دهد، مصرف شکلات های تخته ای سیاه رنگ در کاهش کلسترول خون، بسیار موثر است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل ازبخش انگلیسی گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" و به نقل از خبرگزاری رسمی چین، دانشمندان دانشکده ایلینویز با انجام مجموعه آزمایشات وسیع دریافتند، شکلات های تخته ای سیاه رنگ در پایین آوردن کلسترول بد خون بسیار موثر عمل می کنند.
بنا به گزارش این محققان مصرف روزانه دو تکه کوچک شکلات تخته ای سیاه رنگ نه تنها کلسترول بد خون را پایین می آورد، باعث کاهش فشار خون سیستولیک نیز می شود.
در این سری پژوهشها، پژوهشگران حدود 50 نفر از شهروندان ایالت شیکاگو آمریکا را به دو دسته کاملا مساوی تقسیم کرده و آنان را در طول 8 هفته متوالی از لحاظ وزن بدن، میزان کلسترول خون و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و دیگر فاکتونرهای قلبی و عروقی مورد بررسی قرار دادند.
در انتها مشخص شد، گروهی که در طول 8 هفته روزانه دو قطعه کوچک شکلات سیاه رنگ مصرف کرده بودند، کلسترول پایین تر داشته و فشار خون سیستولیک آنها نیز پایین تر از گروهی بود که در شرایط کاملا کنترل شده اصلا شکلات مصرف نکرده بودند.

برخی از انواع شکلات که غنی از آنتی‌اکسیدان‌هایی به نام فلاوونوئیدها هستند، برای سلامتی قلب مفیدند.
اما همه انواع شکلات مشابه نیستند، و مصرف زیاد شکلات می‌تواند منافع آن را خنثی کند.
این نکات را در انتخاب شکلات در نظر بگیرید:
شکلات تلخ یا تیره بیش از سایر شکلات‌ها حاوی فلاوونوئیدها است، بنابراین شکلات تلخ را به جای شکلات شیری انتخاب کنید.
شکلات حاوی چربی است و چربی‌های آن از هر دو نوع اشباع‌شده (ناسالم) و اشباع‌شده (سالم) است. بنابراین شکلات تنها در مقادیر کم مصرف کرد.
شکلات‌های پردازش‌شده میزان بالاتری از چربی و مقدار کمتری فلاوونوئید دارد، بنابراین انواع فراورده‌های شکلاتی پرشده با کارامل، مغزهای خوراکی و نوقا و سایر مواد پرکننده چاق کننده خودداری کنید.


آب یا کوکاکولا
.: چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387 :.

دوست نازنینی که از علاقه وافر من به خوردن کوکاکولا خبر داره، چند روز پیش این مطلب رو با ایمیل برایم فرستاد و بهم توصیه کرده بود که دیگه نوشابه زیاد نخورم و به نوشیدنی ها دیگه رو بیارم. البته از اونجایی که من گوشم به این حرفا بدهکار نیست و همچنان هم از کوکاکولا و پپسی استفاده میکنم اما در مورد سایر نوشیدنی ها به غیر از مشروبات الکلی میونه‌ام اتفاقا خیلی خوبه. یکی از دلایل اضافه وزن من در این دو سال استفاده زیاد از ماالشعیر بوده که خوردنش بسیار لذت بخش هست. البته امیدوارم دیگه کسی برایم از مضرات شکلات ننویسه که کلاهمون بدجوری تو هم میره. با این همه بازم هیچی جای یه لیوان آب خنک بعد از افطار رو نمیده انگار که دنیا رو به آدم دادند. 

 

 

کوکا کولا

همه ما شنیده‌ایم که نوشابه‌های گازدار برای سلامتی مضر است،

 اما آیا می‌دانید:

در بسیاری از ایالتهای آمریکا، مامورین پلیس راه دو گالن کوکاکولا در صندوق‌عقب ماشینشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با کمک آن از جاده پاک کند.

اگر تکه‌ای از گوشت گاو را در یک کاسه کوکاکولا قراردهید، پس از دو روز ناپدید می‌شود.

برای تمیز کردن توالت: یک قوطی کوکاکولا را داخل کاسه توالت بریزید و یک ساعت صبر کنید، سپس با آب پر فشاربشویید. اسید سیتریک موجود در کوکاکولا لکه‌ها را از سطوح چینی می‌زداید.

برای برطرف‌کردن لکه‌های زنگ از سپر آب‌کرم کاری شده اتومبیل: سپر را با یک تکه کاغذ (فویل) آلومینیوم مچاله‌شده آغشته به کوکاکولا بسایید.

برای تمیز کردن فساد قطبهای باتری اتومبیل: یک قوطی کوکاکولا را روی قطبها بریزید تا با غلیان کردن، آن را تمیز کند.

برای شل کردن پیچ و مهره‌های زنگ زده: تکه‌ای پارچه را که در کوکاکولا خیس شده است برای چند دقیقه بر روی پیچ و مهره قرار دهید.

برای پاک کردن چربی از لباسها: یک قوطی کوکاکولا را داخل ماشین‌لباسشویی پر از لباسهای چرب خالی کنید، پودر لباسشویی اضافه کنید و ماشین را روی دور عادی روشن کنید. کوکاکولا به تمیز شدن لکه‌های چربی کمک می‌کند.

کوکاکولا همچنین بخار آب  را از روی شیشه جلوی اتومبیل تمیز می‌کند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ایالات متحده آمریکا، گاهی اوقات شیشه جلوی اتومبیل از بیرون بخار می‌کند که با برف‌پاک‌کن پاک نمی‌شود.

و جهت اطلاع شما:

ماده موثر کوکاکولا اسید فسفریک با PH برابر 2.8 است. اسید فسفریک ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌کند. همچنین کلسیم را از استخوانها می‌زداید و عامل اصلی افزایش روز‌آفزون پوکی استخوان است.

برای حمل محلول کوکاکولا (محلول غلیظ شده)، کامیونهای حامل باید از علامتهای ویژه "مواد خطرناک" که برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده کنند.

توزیع‌کنندگان کوکاکولا بیش از ۲۰ سال است که از کوکاکولا برای تمیز کردن موتور کامیونهای خود استفاده می‌کنند.

و یک سوال، یک لیوان آب میل دارید یا کوکاکولا؟


زندگی مردم ایران از نگاه یک خبرنگار خارجی !!!
.: پنجشنبه 21 شهریور ماه سال 1387 :.

 این نوشته رو از این وبلاگ پیدا کردم و گفتم که خواندنش خالی از لطف نیست. 

 

در این نوشتار که به قلم توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی ان.آر.سی در ایران است می‌خوانیم: هنوز پس از شش سال سکونت در این کلان‌شهر، نمی‌دانم تهرانی‌ها از کجا پول در می‌آورند.
بسیاری افراد در نگاه اول به نظر می‌آید که هیچ درآمدی ندارند یا درآمدشان ۳۰۰ یورو بیشتر نیست. ۳۰۰ یورو نسبت به پولی که برای زندگی در تهران لازم است، انعامی بیش نیست.
با علم بر این‌که تورم در ایران بالاتر از ۲۵ درصد است، نظام همگانی پرداخت هزینه خرید خانه با اقساط وجود ندارد و کمک‌هزینه‌هایی که دولت به بیکاران می‌دهد، در حداقل قرار دارد، این پدیده که ساکنان تهران باز هم دستشان به دهانشان می‌رسد، یک راز عجیب است. البته چنین نتیجه باید گرفت که وضع زندگی تهرانی‌ها دشوار است.
با همه دشواری‌ها مردم باز هم پول برای خرج کردن دارند. این احتمالاً به خلاقیت بی‌انتهای آنان در به دست آوردن سود برمی‌گردد.
کسی که در ایران می‌خواهد سود کند، باید ۲۴ ساعت در فکر پول باشد. تهرانی‌ها هم به صحبت زیاد در مورد پول علاقه وافری دارند؛ چه در جشن‌ها، چه در تشیع جنازه، در فروشگاه‌ها، در سونا یا در تاکسی؛ فرقی ندارد.
این عادت بدی به حساب نمی‌آید؛ بلکه جزئی است از بازی زندگی. تبادل افکار در مورد روش‌های جدید درآمد همیشه ممکن است امکانات جدیدی را پیش پای فرد قرار بدهد.
فکر کردن به پول در ایران یک نیاز تلخ است، چرا که حکومت ایران، هر چه هم اسلامی و مهرورز باشد (یا وانمود کند که هست) باز این تک‌تک خود افراد هستند که باید آب خود را از گلیم بالا بکشند.
در کشور بسته‌ای مانند ایران با تعداد فراوانی قوانین دولتی که آزادی فردی را محدود می‌کند (برای نمونه قوانین لباس، قوانین الکل) فرد می‌تواند با پول یک تکه از آزادی را در بازار سیاه برای خود بخرد. بازار سیاهی که همه‌ی چیزهای ممنوع در آن یافت می‌شود.
با پول می‌توانی فرزندت را برای تحصیل به خارج بفرستی؛ خانه بزرگ‌تری بخری تا دیوارهای باز هم بلندترش دنیای بیرون را پس بزند؛ و هر وقت به هنگام کار اشتباهی گیر افتادی، بتوانی به پلیس رشوه بدهی.
نمایندگان طبقه متوسط ایران، به ویژه شهرنشینان کلان‌شهر تهران، از همان نوجوانی کار بر روی ساختن یک وضعیت مطمئن مالی را آغاز می‌کنند.
سنت‌های ایرانی طی سده‌های متمادی یک طرح نبوغ‌آمیز مالی برای زندگی و آینده افراد ترتیب داده است. روش آن‌ها مانند هلند، ایجاد یک حساب بانکی پس‌انداز برای کودک نیست؛ بلکه سیستمی است که طبق آن باید فرزندان و نوه‌های شخص هم دارای مسکن شوند.
پرداخت بهای خانه با اقساط به سبکی که در اروپا وجود دارد، یعنی با بهره‌های نسبتاً پایین و قسط‌هایی که چندین دهه طول می‌کشد، در ایران وجود ندارد اما داماد و عروس جوان روی این حساب می‌کنند که خانواده داماد خانه را برایشان خواهد خرید و خانواده عروس وسایل خانه را.
برای رسیدن به چنین لحظه‌ای یک عمر سرمایه‌گذاری هوشمندانه پشت سر گذاشته شده است.
به تازگی یک بانوی جوان از دوستان من با پزشکی ازدواج کرد. با این‌که والدین او بایستی هزینه‌های خرید خانه را متقبل می‌شدند؛ ولی پدر عروس هم چندین قطعه زمین مختلف را که طی سال‌ها خریداری کرده بود، فروخت تا بتواند هزینه وسایل منزل دخترش را بپردازد (تلویزیون‌های بزرگ و مبل‌های مجلل).
بر طبق سنت، او از همان زمان تولد دخترش چند قطعه زمین خریده بود. قیمت این زمین‌ها به شدت بالا رفته بود.
یکی از زبانزدهای ایرانیان این است که بهای خانه و زمین در ایران هیچ‌وقت پایین نمی‌رود. هر خانواده‌ای که بتواند در مسکن سرمایه‌گذاری کند، حتماً این کار را برای روز مبادا هم که شده، انجام می‌دهد.
اما برای رسیدن به اطمینان مالی در ایران به چیزی بیش از خانه و زمین نیاز داری. بیشتر از ۸۰ درصد اقتصاد ایران در دست دولت است و ۲۰ درصد بقیه اکثراً در دست بازاریان و فعالان اقتصادی طبقه متوسط.
یکی از راه‌های موفقت در ایران این است که از طرقی به دفاتر نمایندگی وارد شوی و حق فروش یک مارک یا محصول را در ایران نمایندگی کنی.
دفترهای نمایندگی در تمام اشکال و انواع و با این‌که محبوب هستند، در تمام درجات مختلف موفقیت در ایران یافت می‌شوند.
شخصی هست که حق انحصاری فروش آسانسورهای اوتیس را گرفته و تاجر دیگری فروشنده انحصاری مته‌های ماشینی مارک بوش است.
زندگی ایران، یک زندگی پر از ریسک است. ایران کشوری است که در آن دولت، یک‌شبه بهره‌ها را نصف می‌کند و اسراییل را تهدید به بمباران می‌کند؛ با همه آثار پیش‌بینی‌ناپذیر.
شاید برای همین هم هست که ایرانی‌ها سرمایه‌گذاران خطرپذیری هستند. طرز نگرش مردم به سرمایه‌گذاری هم با کشورهای دیگر فرق دارد.
وقتی می‌گویم که قسط خرید مسکن در هلند کمی بالای ۵.۵ درصد است، دوستان ایرانی‌ام با تعجب می‌پرسند که پس چرا من درجا ۱۰ خانه نمی‌خرم؟
در ایران برای خرید مسکن تنها می شود وام‌های کوتاه‌مدت گرفت؛ با بهره‌هایی بسیار بالاتر از ۳۰ درصد.
پس‌انداز در ایران، کار ابلهان است. تورم همیشگی باعث می‌شود که ارزش پول پایین بیاید؛ بنابراین باید با پول کار کنی. بیشتر ایرانی‌ها معتقدند که دم غنیمت است. برای همین هم بیشتر پول به دست آمده را با همان سرعت خرج اجناس لوکس می‌کنند تا وجهه بالاتری به دست بیاورند.
هر کس دشت خوبی داشته سریعاً یک ماشین گران‌قیمت یا کیف و لباس گران می‌خرد؛ چرا که همسایه‌ها باید ببینند که وضع ایشان خوب است.
در مهمانی‌ها و عروسی‌ها هم همه با علاقه، وضع مالی دیگران را بررسی می‌کنند. کسانی که پول دارند، حتی اگر این پول را از طریق تماس با حکومت به دست آورده باشند، به چشم افراد موفق دیده می‌شوند.
یکی از پرسش‌های استاندارد به هنگام غیبت از همسایه جدید یا داماد و شوهر جدید دخترخاله این است که: پولداره؟
در مورد هر تازه‌وارد به محفل بستگان ایشان هم که هنوز نرده‌های زیادی را از نردبان اجتماع باید بالا برود گفته می‌شود: «انشاءالله زود پولدار می‌شه» چرا که همه در ایران لزوم رسیدن به رفاه را درک می‌کنند.
حتی از آن هم فراتر، تلاش برای دستیابی به این رفاه، برای ایرانی یک نوع سبک زندگی شده است.
جالب اینجاست که در ایران پولدار شدن به هر قیمتی نوعی زرنگی به حساب می آید و انسانهای سالم و بی پول بی عرضه تلقی می شوند.
در ایران استاندارد قیمت وجود ندارد یعنی ممکن است برای خرید یک کالا از دو مغازه دو قیمت متفاوت بپردازید یا اینکه کرایه ماشین را در هر بار استفاده از مسافرکشها متفاوت پرداخت کنی همیشه میشود دعوای بین مسافرکشها و مسافران را بر سر قیمت مشاهده کرد.
بزرگترین درآمد دولت ایران بعد منابع زیر زمینی کسب درآمد از مردم میباشد در ایران دولت سیم کارت گوشی همراه ، خط تلفن ، معافیت سربازی و ... میفروشد.
دولت مرزها را بسته و اجازه ورود کالاهای ارزان را نمیدهد تا خود دولت به میزان بالاتر آن را به مردم بفروشد.
جالب اینجاست مردم ایران به شدت از این وضعیت راضی بوده و با تمام توان از این سیستم حمایت میکنند حتی اگر با کمی غرغر از آن انتقاد کنند.
در کل مردم این جزیره بعد از انقلاب شکوهمند خود که هر سال برای آن جشنها گرفته و پولهای زیادی خرج میکنند بسیار زندگی مفرحی دارند.


آقای رحیم مشائی اینجا آذربایجان هست، حالیته!!!
.: چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387 :.



آقای محترمی که پدر شوهر محترم رئیس جمهور تشریف داری. یه عمر به ما یاد دادن که ما دشمن اسرائیل هستیم اومدی و زدی و این تابو رو شکستی و کسی هم نتونست به حضرت عالی در این مورد بگه که بالای چشمانتان ابرو تشریف داره. اما این یکی غلطی که خوردی و در "همایش تبیین سیاست‌های دولت در توسعه صنعت گردشگری" در سنندج ابتیاع امر نموده اید که"کردها اصیل ترین قوم ایرانی بوده و برای اثبات ایرانی بودن آنان هیچ ‏پژوهش و تحقیقی لازم نیست،خش اعظمی از تاریخ سیاسی ایران و حکومت‌های ایرانی در کردستان ظهور ‏یافته است." و یا  کردستان را عمده سرزمین کردها و نه تنها سرزمین این قوم خیال کرده و ‏چند استان دیگر ایران از جمله کرمانشاه، ایلام و بخشی از آذربایجان غربی را نیز جزو دیگر سرزمین های ‏کردها حساب کردی. فکر کردی این همه جوون تو دوران هشتا ساله دفاع مقدس خون دادند که جنابعالی بیایی و داعیه تجزیه ایران را مطرح کنی.

آقای محترم اینها خبری هست که از تلکس ویژه خبرگزاری ایرنا پخش شده و جنابعالی فکر نکنم که حرفی برای این مهملات داشته باشی:

"این برنامه در ‏اوج بی‌نظمی برگزار شده و غیر از خودنمایی مشایی، خوش‌گذرانی سه‌روزه سفیران و اعتراض برخی مقامات ‏محلی به مراسم‌های رقص و آواز و آنچه "عدم رعایت شئونات اسلامی" نامیده می‌شود، حاصلی جز صرف ‏هزینه‌های گزاف و نارضایتی مردم برای منطقه و استان کردستان نداشته است.‏ در این گزارش آمده است: "م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ ‌ای‍ن‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ ب‍‍ا س‍ه‌ س‍‍ا‌ع‍ت‌ ت‍‍اخ‍ی‍ر ح‍دود س‍‍ا‌ع‍ت‌ 19 و‌ارد ش‍‍ه‍رس‍ن‍ن‍دج‌ ‏ش‍دن‍د. در م‍ورد ‌ع‍ل‍ت‌ ت‍‍اخ‍ی‍ر س‍ه‌ س‍‍ا‌ع‍ت‍ه‌ ورود م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ ‌ه‍ی‍چ‌ ی‍ک‌ ‌از م‍س‍وولان‌ و دس‍ت‌ ‌ان‍درک‍‍ار‌ان‌ ب‍رگ‍ز‌ار‌ی‌، ب‍ه‌ ب‍‍ه‍‍ان‍ه‌ ‏م‍س‍‍ای‍ل‌ ح‍ف‍‍اظت‍‍ی‌ ن‍ی‍‍از‌ی‌ ب‍ه‌ ‌ار‌ای‍ه‌ دل‍ی‍ل‌ و ‌ع‍ل‍ت‌ ‌اح‍س‍‍اس‌ ن‍ک‍ردن‍د. ‌ای‍ن‌ در ح‍‍ال‍ی‍س‍ت‌ ک‍ه‌ پ‍ی‍ش‌ ب‍ی‍ن‍‍ی‌ ن‍ک‍ردن‌ وس‍‍ای‍ل‌ و ‌ام‍ک‍‍ان‍‍ات‌ ‏پ‍ذی‍ر‌ای‍‍ی‌ در ف‍رودگ‍‍اه‌ ن‍ش‍‍ان‌ م‍‍ی‌ د‌اد ک‍ه‌ در چ‍‍ارچ‍وب‌ ب‍رن‍‍ام‍ه‌ ری‍ز‌ی‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ان‍ج‍‍ام‌ ش‍ده‌ ‌ه‍ی‍چ‍گ‍ون‍ه‌ ‌اح‍ت‍م‍‍ال‌ ت‍‍اخ‍ی‍ر‌ی‌ در پ‍رو‌از ‏ی‍‍ا ف‍رود ‌ه‍و‌اپ‍ی‍م‍‍ا‌ی‌ ح‍‍ام‍ل‌ م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ پ‍ی‍ش‌ ب‍ی‍ن‍‍ی‌ ن‍ش‍ده‌ ب‍ود."‏ در ادامه این گزارش می‌خوانیم: "م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ در ب‍دو ورود ب‍ه‌ ‌ه‍ت‍ل‌ ب‍‍ا س‍ی‍ل‌ م‍ش‍ت‍‍اق‍‍ان‌ ‌ع‍ک‍س‌ ی‍‍ادگ‍‍ار‌ی‌ ک‍ه‌ ب‍ه‌ طور ‏‏‌ع‍م‍ده‌ ‌از ن‍ی‍رو‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ان‍ت‍خ‍‍اب‌ ش‍ده‌ ب‍ر‌ا‌ی‌ ب‍رگ‍ز‌ار‌ی‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ ب‍ودن‍د، م‍و‌اج‍ه‌ ش‍دن‍د. خ‍‍ارج‍‍ی‌ ‌ه‍‍ا ن‍ی‍ز ب‍ی‍ش‍ت‍ر ‌ع‍ک‍س‌ ی‍‍ادگ‍‍ار‌ی‌ ‏د‌اش‍ت‍ن‌ ب‍‍ا چ‍ن‍د زن‌ م‍ل‍ب‍س‌ ب‍ه‌ ل‍ب‍‍اس‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ ک‍رد‌ی‌ ر‌ا ک‍ه‌ ح‍ض‍ور و ح‍رک‍‍ات‌ ت‍ص‍ن‍‍ع‍‍ی‌ ‌آن‍‍ان‌ ‌از ن‍م‍‍ای‍ش‍‍ی‌ ب‍ودن‌ ح‍ک‍‍ای‍ت‌ ‏م‍‍ی‌‌ک‍رد، ب‍ه‌ م‍رد‌ان‌ م‍ل‍ب‍س‌ ب‍ه‌ ل‍ب‍‍اس‌ ک‍رد‌ی‌ ت‍رج‍ی‍ح‌ م‍‍ی‌ د‌ادن‍د. م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ پ‍س‌ ‌از ورود ب‍ه‌ ‌ه‍ت‍ل‌ ش‍‍اد‌ی‌ در س‍رس‍ر‌ا‌ی‌ ‏‏‌ای‍ن‌ ‌ه‍ت‍ل‌ پ‍ذی‍ر‌ای‍‍ی‌ ش‍دن‍د و ‌از ت‍م‍‍اش‍‍ا‌ی‌ رق‍ص‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ ک‍رد‌ی‌ ک‍ه‌ ‌ه‍م‍ه‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ ‌ه‍‍ا و ح‍ت‍‍ی‌ م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ ت‍‍ه‍ر‌ان‍‍ی‌ ر‌ا ب‍ه‌ وج‍د ‏‏‌آورده‌ ب‍ود، ‌غ‍رق‌ ل‍ذت‌ ش‍دن‍د ب‍ه‌ ن‍ح‍و‌ی‌ ک‍ه‌ چ‍ن‍د ت‍ن‌ ‌از زن‍‍ان‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ ‌ه‍م‍پ‍‍ا‌ی‌ م‍رد‌ان‌ و‌ارد م‍‍ع‍رک‍ه‌ ش‍ده‌ و م‍ش‍‍ارک‍ت‌ خ‍ود ‏ر‌ا در ‌ا‌ع‍ت‍لا‌ی‌ ف‍ر‌ه‍ن‍گ‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ن‍ش‍‍ان‌ د‌ادن‍د."‏ در این گزارش همچنین درباره همایش اصلی که در روز پنجشنبه 9 خرداد برگزار شد، آمده است: "م‍دت‌ زم‍‍ان‌ ‏‏‌اخ‍ت‍ص‍‍اص‌ ی‍‍اف‍ت‍ه‌ ب‍ه‌ س‍ف‍ر‌ا‌ی‌ ک‍ش‍ور‌ه‍‍ا‌ی‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ م‍ق‍ی‍م‌ ت‍‍ه‍ر‌ان‌ ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‍‍ان‌ ‌اص‍ل‍‍ی‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ ‌از 30 دق‍ی‍ق‍ه‌ ت‍ج‍‍اوز ‏ن‍ک‍رد ک‍ه‌ ‌آن‌ ‌ه‍م‌ ب‍ه‌ خ‍‍اطر ض‍‍ع‍ف‌ ‌آش‍ک‍‍ار در ت‍رج‍م‍ه‌ در ‌ع‍م‍ل‌ ف‍‍اق‍د ب‍‍ه‍ره‌ ب‍رد‌ار‌ی‌ ‌ع‍م‍وم‍‍ی‌ ب‍ود. ض‍‍ع‍ف‌ ت‍رج‍م‍ه‌ در ج‍ری‍‍ان‌ ‏س‍خ‍ن‍‍ان‌ رح‍ی‍م‌ م‍ش‍‍ای‍‍ی‌ ک‍ه‌ پ‍س‌ ‌از ‌اد‌ا‌ی‌ ج‍م‍لات‍‍ی‌ در ‌ارت‍ب‍‍اط ب‍‍ا پ‍ی‍ش‍ی‍ن‍ه‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ و م‍ی‍‍ه‍م‍‍ان‌ ن‍و‌از‌ی‌ م‍ردم‌ ک‍ردس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ع‍طوف‌ ‏ب‍ه‌ ت‍ش‍ری‍ح‌ ‌ع‍ش‍ق‌ و م‍ح‍ب‍ت‌ در ‌ع‍رص‍ه‌ ‌ع‍رف‍‍ان‌ ب‍ود در ‌ع‍م‍ل‌ خ‍ود ر‌ا ن‍ش‍‍ان‌ د‌اد. م‍ت‍رج‍م‌ در ت‍رج‍م‍ه‌ ج‍م‍لات‌ و ی‍‍اف‍ت‍ن‌ و‌اژه‌ ‏‏‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍ن‍‍اس‍ب‌ ب‍ر‌ا‌ی‌ ت‍رج‍م‍ه‌ س‍خ‍ن‍‍ان‌ ‌ع‍رف‍‍ان‍‍ی‌ ب‍‍ا م‍ش‍ک‍ل‌ ج‍د‌ی‌ م‍و‌اج‍ه‌ ب‍ود و ب‍‍ا وق‍ف‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ طولان‍‍ی‌ ‌اق‍د‌ام‌ ب‍ه‌ ت‍رج‍م‍ه‌ س‍خ‍ن‍ر‌ان‍‍ی‌ ‏م‍‍ی‌ ک‍رد. م‍ح‍ور ‌اص‍ل‍‍ی‌ س‍خ‍ن‍‍ان‌ اکثر سفیران در این همایش نیز ت‍ش‍ک‍ر و ق‍درد‌ان‍‍ی‌ ‌از ‌اس‍ف‍ن‍دی‍‍ار رح‍ی‍م‌ م‍ش‍‍ای‍‍ی‌ ب‍ه‌ خ‍‍اطر ‏ت‍رت‍ی‍ب‌ د‌ادن‌ ‌ای‍ن‌ ق‍بی‍ل‌ س‍ف‍ر‌ه‍‍ا ب‍ود."‏ در بخش دیگری از این گزارش آمده است: "م‍‍اب‍ق‍‍ی‌ ب‍رن‍‍ام‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ دوم‍ی‍ن‌ روز ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ ب‍‍ازدی‍د ‌از خ‍‍ان‍ه‌ ک‍رد ب‍ود ک‍ه‌ ب‍ه‌ ‏ب‍‍ازدی‍د ‌از گ‍ن‍ج‍ین‍ه‌ و م‍س‍ج‍د ج‍‍ام‍‍ع‌ س‍ن‍ن‍دج‌ ن‍ی‍ز ‌ان‍ج‍‍ام‍ی‍د و ‌ای‍ن‌ در ح‍‍ال‍‍ی‌ ب‍ود ک‍ه‌ خ‍ی‍‍اب‍‍ان‌ ‌ام‍‍ام‌ خ‍م‍ی‍ن‍‍ی‌ (ره‌ ) و ش‍‍ه‍د‌ا س‍ن‍ن‍دج‌ ب‍ه‌ ‏‏‌ع‍ن‍و‌ان‌ خ‍ی‍‍اب‍‍ان‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌اص‍ل‍‍ی‌ ش‍‍ه‍ر ‌از ح‍دود س‍‍ا‌ع‍ت‌ 16 و30 دق‍ی‍ق‍ه‌ ت‍‍ا ح‍دود س‍‍ا‌ع‍ت‌ 20 ب‍ه‌ طور ک‍‍ام‍ل‌ م‍س‍دود ش‍ده‌ ب‍ود ک‍ه‌ ‏در رون‍د ‌ع‍‍اد‌ی‌ زن‍دگ‍‍ی‌ و ک‍‍ار م‍ردم‌ ‌اخ‍لال‌ ‌ای‍ج‍‍اد ک‍رد و ت‍‍ا ح‍دود‌ی‌ م‍وج‍ب‌ ب‍‍ه‍ت‌ و ح‍ی‍رت‌ م‍ردم‌ ش‍ده‌ ب‍ود... ای‍ن‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ ‏ب‍ه‌ ‌ات‍م‍‍ام‌ رس‍ی‍د ول‍‍ی‌ ‌ای‍ن‌ ذ‌ه‍ن‍ی‍ت‌ در ج‍‍ام‍‍ع‍ه‌ ک‍ردس‍ت‍‍ان‌ و ب‍ه‌ ‌ع‍ب‍‍ارت‌ ب‍ه‍ت‍ر س‍ن‍ن‍دج‌ ش‍ک‍ل‌ گ‍رف‍ت‌ ک‍ه‌ ر‌ه‍‍اورد ‌آن‌ چ‍ی‍س‍ت‌ و ‏‏‌اص‍ولا چ‍ه‌ ت‍‍اث‍ی‍ر‌ی‌ در رون‍د ت‍وس‍‍ع‍ه‌ ک‍ش‍ور و ‌اس‍ت‍‍ان‌ خ‍و‌ا‌ه‍د د‌اش‍ت‌."‏ در پایان این گزارش نیز خاطرنشان شده است: "‌آنچ‍ه‌ ک‍ه‌ ذ‌ه‍ن‌ ر‌ا در ‌ارت‍ب‍‍اط ب‍‍ا ‌ای‍ن‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ دچ‍‍ار ‌اب‍‍ه‍‍ام‌ م‍‍ی‌ ن‍م‍‍ای‍د ‌ای‍ن‌ ‏و‌اق‍‍ع‍ی‍ت‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ س‍ف‍ر‌ا‌ی‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ چ‍ه‌ ن‍ق‍ش‍‍ی‌ م‍‍ی‌ ت‍و‌ان‍ن‍د در ت‍وس‍‍ع‍ه‌ ص‍ن‍‍ع‍ت‌ گ‍ردش‍گ‍ر‌ی‌ د‌اش‍ت‍ه‌ ب‍‍اش‍ن‍د... م‍ش‍ک‍ل‌ ‌اص‍ل‍‍ی‌ ‏ک‍ردس‍ت‍‍ان‌ ‌ع‍دم‌ ت‍ث‍ب‍ی‍ت‌ ‌اح‍س‍‍اس‌ ‌ام‍ن‍ی‍ت‌ ‌اج‍ت‍م‍‍ا‌ع‍‍ی‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ در ‌ارت‍ب‍‍اط ب‍‍ا ‌ای‍ن‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ در ‌ای‍ر‌ان‌ و خ‍‍ارج‌ ‌از ک‍ش‍ور ش‍ک‍ل‌ ‏گ‍رف‍ت‍ه‌ و ب‍ه‌ ‌ه‍م‍ی‍ن‌ دل‍ی‍ل‌ ح‍ض‍ور س‍ف‍ر‌ا‌ی‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ نم‍‍ی‌ ت‍و‌ان‍د ‌ای‍ن‌ ذ‌ه‍ن‍ی‍ت‌ ر‌ا ‌از ب‍ی‍ن‌ ب‍ب‍رد و ن‍ش‍‍ان‌ د‌ه‍ن‍ده‌ ‌ام‍ن‍ی‍ت‌ م‍وج‍ود در ‏م‍ن‍طق‍ه‌ ب‍‍اش‍د... ‌ای‍ن‌ چ‍ن‍ی‍ن‌ م‍‍ی‌ ن‍م‍‍ای‍د ک‍ه‌ ‌ه‍دف‌ ‌اص‍ل‍‍ی‌ ‌ه‍م‍‍ای‍ش‌ و ب‍رن‍‍ام‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍ش‍‍اب‍ه‌ ف‍ق‍ط ن‍م‍‍ای‍ش‌ ت‍‍ع‍‍ام‍ل‌ خ‍وب‌ س‍‍ازم‍‍ان‌ ‏م‍ی‍ر‌اث‌ ف‍ر‌ه‍ن‍گ‍‍ی‌، گ‍ردش‍گ‍ر‌ی‌ و ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ب‍‍ا س‍ف‍‍ارت‍خ‍‍ان‍ه‌ ‌ه‍‍ا و در ن‍‍ه‍‍ای‍ت‌ ت‍ش‍ک‍ر و ق‍درد‌ان‍‍ی‌ س‍ف‍ر‌ا ‌از ش‍خ‍ص‌ ری‍ی‍س‌ ‏س‍‍ازم‍‍ان‌ ب‍ه‌ خ‍‍اطر ت‍رت‍ی‍ب‌ د‌ادن‌ ‌ای‍ن‌ گ‍ون‍ه‌ ب‍رن‍‍ام‍ه‌ ‌ه‍‍ا، ‌آن‌ ‌ه‍م‌ ب‍‍ا ‌ع‍ل‍م‌ ب‍ه‌ ن‍‍ات‍و‌ان‌ ب‍ودن‌ س‍ف‍ر‌ا در ‌ه‍د‌ای‍ت‌ ب‍خ‍ش‌ خ‍ص‍وص‍‍ی‌ ‏ک‍ش‍ور م‍ت‍ب‍و‌ع‌ ب‍ه‌ ‌ای‍ر‌ان‌ ب‍‍اش‍د."‏


آقای محترم حیا کن آذربایجان همیشه آذری بوده و خواهد ماند و کوته فکرانی نظیر جنابعالی باید به زباله دانی تاریخ افکنده شوند.

من نمیدونم مردم آذربایجان چرا این طوری ساکت نشستند. این که از جریان سوسک بدتر شده چرا کسی حرفی نمیزنه چرا وبلاگ نویسهای ارومیه چیزی نمیگن. افتتاح بنیاد باران مهمتر هست یا این مهملات پدر عروس معجزه هزاره سوم.

بازم دم قاضی پور گرم که خوب تونسته تو مجلس حال این بی شرف اجنبی پرست تجزیه طلب رو بگیره  و یه تو دهنی اساسی بهش بزنه.


با لایحه حمایت از خانواده شدیدا مخالفم
.: سه شنبه 22 مرداد ماه سال 1387 :.

با قصد داشتم در مورد «لایحه حمایت از خانواده» یه مطلبی بنویسم اما با دیدن این نوشته از خانم رحمانی در روزنامه کارگزاران منصرف شدم و گفتم دوستان هم این را بخوانند. منم با نظرات ایشان کاملا موافقم. با اینکه به عنوان یه ضد فمینیست همیشه ازم یاد شده ولی این دولت نهم کاری کرده که این بار با این جماعت همصدا بشم و منم بگم که مخالف «لایحه حمایت از خانواده» هستم.

تصمیم می گیرم برای اعتراض به لایحه ضد خانواده تنها به نوشتن مقاله، تهیه گزارش و گرفتن امضا اکتفا نکنم. شماره تلفن نمایندگان کمیسیون حقوقی مجلس را از بروشور اعتراضی که فعالان جنبش زنان برای اگاهی مردم از لایحه ضد خانوده اماده کرده اند؛ پیدا می کنم. و به تک تک آنها اس ام اس (پیامک!) می زنم که: لایحه"حمایت از خانواده"را از دستور کار مجلس خارج کنید. این لایحه موجب وهن به اسلام است.

چند ساعتی نمی گذرد که پیامکی از آقای موسی قربانی رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس برایم ارسال می شود: «از کی تا به حال شما مسلمان و دلسوز اسلام شده اید؟!!!»

دقیقا با همین مضمون و همین علامتها.

در جواب اس ام اس رییس کمیسیون حقوقی مجلس که گویا به ماده 23 لایحه علاقه خاصی دارد می نویسم: «من هم مثل شما مسلمانم و آیه 3 سوره نسا را از ابتدا تا انتها خوانده ام، همچنین آسبیهای اجتماعی ایران را پیگیری میکنم. بر اساس آمار بین تعدد زوجات با افزایش بزهکاری، همسرکشی، خودکشی و... رابطه وجود دارد. می توانید به سایت آمار ایران مراجعه کنید. لطفا قانونی را تصویب کنید که به نفع همه مردم باشد و به درد دنیا و آخرت خودتان هم بخورد.»

چند لحظه بعد یکی از نمایندگان تماس می گیرد. خودش را معرفی نمی کند (با شماره تلفن مجلس تماس گرفته33440014) و می خواهد خودم را معرفی کنم.

می گوید: من الان پیامک شما را دیدم چرا می خواهید لایحه از دستور کار مجلس خارج شود؟ از لایحه چه می دانید؟

می گویم: من متن لایحه را خوانده ام، سوره نسا را هم خوانده ام.

می پرسد: مضمون آیه چیست؟

می گویم: در این آیه آمده است، می توانید یک؛ دو؛ سه یا چهار زن اختیار کنید به شرط اجرای عدالت.

می پرد وسط حرفم، ما هم در این لایحه عدالت را مدنظر داریم.

می گویم: در این آیه آمده است اگر می ترسید که نتوانید عدالت را اجرا کنید پس به یک زن یا کنیز اکتفا کنید.

می گوید: عدالت مد نظر ماست.

می گویم: عدالت انتزاعی.

می گوید: شما مجردید یا متاهل؟!!!

می گویم: لایحه بر همه تاثیر می گذارد. آیت الله صانعی هم حکم به حرام بودن ازدواج دوم بدون اجازه همسر دادند.

می گوید: فتواهای صانعی به درد خودش می خورد، حالا چرا به نظرات او گوش می دهید؟

می گویم: چرا نباید همسر اول اجازه بدهد؟

می گوید: ما قبلا هم اجازه همسر اول را نداشتیم.

می گویم: داشتیم.

می گوید: کی؟ در کدام قانون؟

می گویم: قانون حمایت از خانواده مصوب 53 و همین طور در دهه 60 بعد از اینکه همان قانون ملغی شد؛ مرد باید رضایت همسر اول را برای ازدواج مجدد می گرفت.

می گوید: نه اینطور نیست.

می گویم: چرا من فوق لیسانس روزنامه نگاری دارم و یک چیزهایی می دانم.

تا این جمله را گفتم؛ گفت: تلفنم زنگ می زند باید بروم جواب بدهم با شما بعدا تماس می گیرم.

و دیگر کسی تماس نگرفت.

در عوض این من هستم که دوباره با مجلس تماس می گیرم و خواسته ام را می گویم.

آقایی پشت خط گفت: شما از کجا تماس می گیرید؟ و من گفتم از جای خاصی تماس نمی گیرم، این خواسته من به عنوان یک شهروند است. لحنش به گونه ای بود که اگر من از جای خاصی تماس گرفته بودم می شد حتما لایحه را از دستور کار مجلس خارج می کرد. گفت نمی شود کاری کرد و شماره کمیسیون قضایی مجلس را به من داد(39931)

تماس گرفتم.

این سرود مدام پخش می شد بی آنکه کسی جواب من شهروند را بدهد.

مجلس شورای اسلامی ایرانیم

امانت دار محرومانمانیم

پاسدار آزادی و ایمانیم

گسترش دهنده حق و عدالتیم...

در مسیر روح الله ایم ما با خداییم

خدا با ماست.

سرود انقدر خوانده شد تا ارتباط قطع شد.

یادم آمد چند سال پیش آقای کروبی لایحه ای در مورد مطبوعات را با خواست رهبری از دستور کار مجلس خارج کرد که سرو صدای زیادی به پا کرد. حالا چرا کسی به خاطر داشتن جامعه ای سالم تر و پایه هایی محکمتر؛ این لایحه را از دستور کار مجلس خارج نمی کند؟ نمی دانم!!!!

آن نماینده محترم در مورد موضوعی تا این اندازه مهم اجازه نداد من شهروند نظرم را بگویم که من مخالف تعدد زوجات، گرفتن مالیات بر مهریه، نبود مستشار زن در دادگاه، حذف الجرت المثل از لایحه پیشنهادی قوه قضاییه، سبک شدن مجازات عدم ثبت ازدواج، سخت تر شدن فرایند طلاق برای زنان، نداشتن ضمانت اجرایی حضانت مادر و نداشتن حق ولایت و قیمومیت مادر در شرایط خاص هستم.

آیا اینها خواسته های زیادی است؟

آقای قربانی شما که نماینده مجلس هستید چرا دولت را به خاطر دخالت در کار قوه قضاییه که منافات با اصل قانون اساسی مبنی بر تفکیک وظایف سه قوه دارد توبیخ نمی کنید؟ مگر وظیفه شما همین نیست. تذکر به دولت در جایی که از اصول عدول کرده است؟

آقایان نماینده شما به نام چه کسی بر مسند مجلس جلوس کرده اید؟ نماینده مردم یا نماینده دولت؟

آقای قربانی چرا ماده 23 بهترین ماده این لایحه است؟ ای کاش می شد نظر همسرتان را در این خصوص پرسید یا شاید همسرانتان؟


سوء مدیریت در کشور علت اصلی خاموشی‌ها
.: چهارشنبه 2 مرداد ماه سال 1387 :.

 دیشب از صحبتهای جناب رئیس جمهور اونقدر عصبانی بودم که تصمیم گرفتم این مقاله رو که در خبرنامه داخلی یکی از احزاب به چاپ رسیده بود رو اینجا قرار بدم تا مشخص بشه چه کسی دروغگو هست.

 

امسال در آخرین سال مدیریت دولت نهم بر کشور برای نخستین بار پس از قریب بیست سال پس از پایان جنگ تحمیلی و نارسایی‌های ناشی از آن کشور شاهد قطع برنامه‌ریزی شده برق در کشور است و این مساله در عین آنکه مشکلات پیچیده و بی‌شماری را برای شهروندان ایجاد نموده است تعجب آگاهان به ظرفیتهای تولید برق در کشور را برانگیخته است.

مدیران وزارت نیرو علت خاموشی‌های اخیر را بروز خشکسالی در کشور و افزایش میزان مصرف شهروندان اعلام کرده‌اند این در حالی است که آمار و ارقام ظرفیت تولید برق در کشور و میزان مصرف برق چنین موضوعی را تائید نمی‌کند.

براساس آمار رسمی کشور میزان قدرت نصب شده در شبکه نیروگاهی کشور تا پایان سال 1386، 49299 مگاوات بوده و از این میزان 7400 مگاوات اختصاص به ظرفیت تولید نیروگاههای برق آبی کشور دارد. اساسا طبق پیش‌‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها ظرفیت نیروگاه‌های برق آبی صرفا جهت پوشش مصرف در ساعات پیک به کار گرفته می‌شود.

با فرض خروج تمام 7400 مگاوات ظرفیت نیروگاه‌های برق‌آبی به دلیل خشکسالی و کاهش ذخیره آب پشت سدها (که در این زمینه نیز بی‌تدبیری و ناکارآمدی مدیریت آب کشور جای نقد و تامل دارد) میزان ظرفیت تولید کشور 41899 مگاوات خواهد بود.

طبق استانداردهای روز دنیا حداکثر 15% از ظرفیت نیروگاهی کشور می تواند در دست تعمیر و اورهال باشد که با توجه به ظرفیت موجود فسیلی و گازی کشور این میزان حداکثر  6248 مگاوات خواهد بود.

به این ترتیب ظرفیت فعال در شبکه کشور 34651 مگاوات باید باشد. و هر میزان کاهش در این رقم به معنای افزایش ظرفیت غیرفعال و در دست تعمیر و خارج از شبکه است که ارتباط مستقیم به مدیریت و کارآمدی اداره نیروگاه‌های کشور دارد.

براساس آمار موجود بالاترین میزان مصرف در روزهای سال جاری مربوط به ساعت 21 و نه دقیقه روز 31 اردیبهشت ماه بوده است که در این لحظه میزان 32138 مگاوات به عنوان پیک مصرف ثبت شده است.

به این ترتیب در اوج مصرف در سال جدید بالغ بر 2513 مگاوات اضافه تولید می‌توانست وجود داشته باشد و این حاکی از آن است که کمبودهای جاری در تولید برق ارتباطی به خشکسالی و میزان مصرف شهروندان ندارد و تنها به افزایش میزان ظرفیت خارج از شبکه که به دلایل ضعف و سوء‌مدیریت نتوانسته در چرخه تولید برق قرار بگیرد باز می‌گردد.

در شرایطی که به واسطه سرمایه‌گذاریهای دولت اصلاحات در افزایش ظرفیت تولیدی برق کشور در 16 نیروگاه در سال 86 تنها 4238 مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور افزوده شده است مشخص نیست اگر این سرمایه گذاری‌ها در دولت اصلاحان صورت نمی‌گرفت امروز دولت نهم چگونه از عهده تامین برق کشور بر‌می‌آمد؟!!!

 

کل ظرفیت تولید برق کشور در پایان سال 1386 .............. 49299 مگاوات

ظرفیت تولید نیروگاه‌های برق آبی کشور ....................... 7400  مگاوات

ظرفیت تولید نیروگاه‌های فسیلی و گازی ...................... 41899 مگاوات

حداکثر استاندارد ظرفیت نیروگاهی در حال تعمیر  ........... 6248 مگاوات (15 درصد کل)

حداکثر مصرف در ساعت 21 روز 31 اردیبهشت ............... 32138 مگاوات    


نه سال پیش در ۱۸ تیر چه اتفاقی افتاد؟
.: دوشنبه 17 تیر ماه سال 1387 :.

 دو سه سال پیش این گزارش رو تو یه سایتی پیدا کردم و امروز با تغییراتی برای یادآوری اون جریان در زخمه میارمش. بهرحال نمیشه بی خیال این چیزها شد.

در ضمن به زودی آدرس زخمه رو هم خواهم گذاشت و به مبارکی قراره ما هم دات کام بشیم. از امکانات جدید بلاگ اسکای واقعا سپاسگزارم. 

18 تیر 1378. روزنامه سلام چند روز قبل تعطیل شده بود. دانشجویان به اعتراض، شب ها در خوابگاه به مباحثه می پرداختند. طبق گفته رییس نیروی انتظامی، شب حادثه عده ای از دانشجویان راهپیمایی آرامی در خیابان امیرآباد انجام دادند.

دانشجویان به خوابگاه برگشته اند و برای خواب آماده می شوند. نکته عجیب حضور افراد نیروی انتظامی در پشت در اصلی خوابگاه است. عده ای از دانشجویان به سادگی درخواب هستند که سر و صدایی از پایین شنیده می شود. کمی پس از نیمه شب عده ای که مشخص نیست اعضای نیروهای انتظامی هستند یا شبه نظامی وارد خوابگاه می شوند... یک ساعتی از ورود آن ها نگذشته که خوابگاه به این شکل در می آیند...

... بعدها دادگاه تنها یکی از سربازان رده پایین نیروی انتظامی را به جرم سرقت یک عدد ریش تراش مجرم می شناسد. فردا صبح با تیتر روزنامه هایی نظیر خرداد، صبح امروز، عصر آزادگان و بقیه مردم از جریان مطلع می شوند و به سوی کوی می شتابند. دانشجویان با تشکیل گروه های خودجوش امنیت محل را بر عهده گرفته اند. سران نیروی انتظامی که از خبط شب گذشته خود آگاه شده اند نیروهای خود را این بار با فاصله از کوی مستقر کرده و از دور به انتظار روند حوادث نشسته اند.

مردم فرصتی یافته اند تا شاهد تشکیل روند جدیدی از جنش ها باشند. خیابان، شاهد حضور انسان هاست. عده ای برای نظاره، عده ای برای مشارکت، عده ای با هیجان انقلابی و عده ای برای آرمان هایشان.

دانشجوی جامعه شناسی، احمد باطبی پیراهن خونین دوستش را بر سر دست گرفته است. عکس در صفحه اول مجله انگلیسی زبان اکونومیست چاپ می شود. احمد باطبی به اعدام محکوم می شود و بعد حکم به 15 و سپس به 10 سال حبس تغییر می کند. باطبی امروز در ا«ریکا به سر می بره و  عمل وی را افتخار جنبش دانشجویی می دانیم : تنها افتخار این جنبش در این نه سال.

دانشجویان شنبه در امتحان های آخر ترم شرکت نمی کنند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن می شوند. دانشجویان دختر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نمی پذیرند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی می کند اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند. فریاد می کشند : « خاتمی کجایی ؟ دانشجویت کشته شد. »

یکشنبه دانشجویان راه پیمایی آرامی از کوی به دانشگاه تهران دارند که پس از رسیدن به دانشگاه، در آن جا مستقر می شوند.

سید علی خامنه ای طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه می کند. وی در جمع بسیجیان می گوید : « حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید » و صدای گریه بسیجیان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران به گوش می رسد. اما سوال این است که مگر حمله به کوی به بهانه حفظ ولایت و نظام جمهوری اسلامی صورت نگرفت ؟

دوشنبه بین دانشجویان اختلاف نظر بروز می کند. عده ای می گویند باید در دانشگاه ماند و تحصن کرد اما عده ای موافق خروج از دانشگاه و پیوستن به مردمی هستند که پشت درهای دانشگاه هستند.

حوالی ساعت یازده حدود پانصد دانشجو محل تحصن را ترک و به سمت در اصلی دانشگاه حرکت می کنند. آن ها شعار می دهند : «خاتمی ! خاتمی ! حسین سازش نکرد.»

عده ای از دانشجویان جلوی خروج آن ها را می گیرند و این جریان تا بعد از ظهر ادامه دارد.

ساعت 7 است که نیروهای انتظامی گاز اشک آور به سوی دانشجویان پرتاب می کنند.

پدران و مادران این دانشجویان، 21 سال قبل در مبارزه با شاه با دستمال خیس و دود آتش و سیگار با گاز اشک آورد مقابله کرده بودند.

می گویند در مقابل دشمن مشترک، همبستگی بالا می رود، دشمن مشترک این دانشجویان تنها گاز اشک آور نیست. دوشنبه با همین ماجراها به شب می رسد.

سه شنبه در خیابان های اطراف کوی و دانشگاه درگیری های پراکنده وجود دارد و ...

... شهر با حضور نیروهای نظامی و بسیج رنگ و بوی حکومت نظامی را دارد.

حالا دانشجو بودن جرم است.

دیگر نمی توان به کوی یا دانشگاه رفت. تلویزیون انحصاری جمهوری اسلامی خبر از پایان یافتن آشوب های چند روز اخیر می دهد. شیشه های شکسته یک بانک، ملاک آشوب است و حضور نیروهای مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن یک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا می کند. حالا نیروهای نظامی کنترل شهر را به طور کامل در دست می گیرند. 

با پیام آیت الله  خامنه ای و تبلیغات تلویزیون قرار می شود تا روز چهارشنبه « اقشار مختلف مردم » برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان بیایند.

امروز چهارشنبه است و آن ها به خیابان آمده اند...


 

موخره : امروز ۹ سال از ماجرا گذشته است. سردار نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران از تمامی اتهامات تبرئه شد و تنها یک سرباز ساده به جرم سرقت خودسرانه یک ماشین ریش تراش به 90 روز زندان محکوم شد. احمد باطبی هنوز در زندان است، مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند تنها کشته این جریانات عزت الله ابراهیم نژاد، مهمان ساکنان خوابگاه بوده است و هرگز معلوم نشد چه کسی چشم شاگرد برتر کنکور را کور کرده است، چه کسی با لباس شخصی در خوابگاه تیراندازی می کرده، چه کسی دستور حمله به کوی را صادر کرده و دانشجویان کوی چه می خواستند بگویند.


فساد در سرزمین مادری
.: پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 :.

 

ما قراره به کجا برسیم؟ واقعا این رسمش شده که جوونمردی رو به زیر پامون بذاریم و چیزی نگیم؟ تو کتابهای درسی دوران دبیرستان همیشه میگفتند که در دوران پهلوی فساد همه جا رو ور داشته بود، مغازه‌های مشروب فروشی و روسپی خانه ها از رونق برخوردار بودند (راست و دروغش پای کسانی که تاریخ رو نوشتند) و هزاران دلیل که باید جامعه اسلامی اسلامی باشه و دخترا چادر بسر کنند و پسرا هم غیر از قرآن و ادعیه و احادیث پیامبر و ائمه چیز دیگری ورد زبونشون نباشه، اومدیم رو هر چیزی یه انگ اسلامی زدیم تا جامعه اسلامی بشه اما اونایی که بر سر مسند بودند خودشون چقدر به اسلامشون پایبند بودند که می‌خواستند اسلامی باقی بمونند. از همون اول انقلاب اسلام ناب محمدی به بیراهه رفت از همون زمونی که افسران ارتش را بر پشت بام مدرسه رفاه تیرباران کردند کاملا مشخص بود که این اسلام، اسلام محمدی نخواهد موند، مگه نبود حضرت محمد (درود خدا بر او و خاندان پاکش باد) بر هنگام فتح مکه عفو عمومی داد و همه رو بخشید پیامبر کسانی رو مورد بخشایشش قرار داد که سیزده سال در مکه اذیتش کرده بودند و ده سال هم در مدینه مشغول توطئه بر علیه‌اش و براندازی او بودند. اما انقلاب ما با شمشیر شروع کرد و معلوم نیست قراره به کجا برسه؟ ده سال قبل می خواستند قلمها رو بشکنند و زبانها رو ببرند، نه سال پیش جوانهای این ملت رو به نام «یا حسین» و «یا زهرا» از پشت بام خوابگاههای کوی دانشگاه به پائین انداختند و هر سال دریغ از سال قبل و امسال هم منصوبین دولت معجزه هزاره سوم به نوامیس مردم در دانشگاه تجاوز می‌کنند و کسی نیست بگوید خرت به چند منه.

از اینکه شاید زیاده گویی کرد ببخشائید که لازم بود تا نکاتی رو بگویم. الان آمار روسپیگری قبل آمارهای رسمی به بالای پانزده سال رسیده، هر روز و هر لحظه مهمانی های خصوصی مردم سوژه بلوتوث این و آن میشه، هر روز خبری تازه از فساد اخلاقی مسئولین امر به گوش میرسه، ایران اسلامی قراره به کجا برسه؟

دوستان متهمم نکنید که اینارو به اسلام نچسبونم، اسلام اینی نیست که اینا نشون میدن، باور کنید منم دوس ندارم دینی رو که با آموزه‌های معلم شهیدم یاد گرفت رو اینگونه نشون بدم ولی باور کنید مساله همینه. همه هر کاری رو به اسم اسلام و مسلمونی می‌کنند و خیلیها هم طرفداری میکنند. واسه هر چیزی یه کلا شرعی درست کردیم و دم نمیزنیم با پاک کردن صورت مساله چیزی حل نمیشه باید درمان اساسی کرد باید علفهای هرز این گلستان رو از بین برد.

به نظر جامعه شناسان مشکلات اقتصادی در کوتاه مدت و میان مدت قابل حل هستند اما معضلات فرهنگی به این آسانی قابل رفع و رجوع نمیشه و باید سالهای سال طول بکشه تا خرده فرهنگی جای خرده فرهنگ دیگری رو بگیره. اگه یه زمونی مسجد رفتند ارزش بود الان در اثر برخورد بد و معرفی ناصحیح دین همین ارزش، ضد ارزش شده و شرکت رد پارتی‌های مختلط و استعمال مشروبات الکی و مواد افیونی نشانه ارزش تو این جامعه شده.

چند شب پیش در یکی از برنامه‌های «کنترل نامحسوس» شبکه سه، در یه صحنه از راننده متخلف آزمایش کردند که آیا موادی مصرف کرده یا نه؟ که این آقا هم با دمیدن در دستگاه آزمایش مشخص شد که جوابش مثبت هست و مامور راهنمایی برگشت گفت که ایشون از قرصهای روانگردان استفاده کرده، نکته‌ای که برای من بسیار جالب بود این بود که از لحن و حرکات راننده مشخص بود که در حالت عادی نبودند اما با دمیدن در دستگاه نمیشه تشخیص داد که از قرصهای روانگردان استفاده کرده بلکه این دستگاهها از سال قبل برای تست مستی رانندگان وارد شده و فقط استعمال مشروبات الکی رو مشخص میکنه اما به دلیل اینکه نمیشه گفت در یک کشور اسلامی!!! کسی از مشروبات الکی مست میشه پس باید سانسور کرد و حرف دیگری زد. چرا باید بعد از سی سال در این کشور رانندگان مست وجود داشته باشه. متاسفانه آمار رانندگان معتاد به مواد افیونی و مشروبات الکلی دود از کله آدم بلند می‌کنه. چهار سال پیش با اتوبوسهای یکی از نهادهای انقلابی سفری دانشجویی به مشهد مقدس داشتیم بر اثر نئشگی راننده نزدیک همگی ما به کام مرگ بریم و چقدر راحت هم در حضور ما دانشجوها مواد رو مصرف می کردند و کسی م نمیتونست چیزی بگه.

در اکثریت عروسیها دیگه سرو مشروبات الکی امری مسلم شده و کسی جلودارش نیست. من با اینکه خودم مخالف این نوشیدنی‌ها هستم اما هیچگاه به کسانی که استفاده می‌کنند خرده نمیگیرم چون به آزادیها و عقاید هر فرد احترام میذارم اما مشکل اصلی من اینه که چرا باید علنی بشه چرا کسانی که میدونند این مواد ضرر دارند بازم مبادرت به استعمال آن میکنند.

متاسفانه فرهنگ مصرف این مواد هم در جامعه ما درست نیست اروپا و یا آمریکا در حد یه پیک یا یه گیلاس در هر نوبت خوردن استفاده میکنند ولی اینجا ماشالله یه گالن چهار لیتری از عرق سگی و یا شراب رو میذارن جلوشون تا خرخره می خورن.

این اتفاقات در کشوری رخ میده که مجازات مستی و استمال مشروبات الکی هشتاد ضربه شلاق هست و طبق قوانین اسلامی هست اما در قوانین اروپا مجازاتی به مراتب سخت تر از این برای کسانی که با مستی باعث به خطر افتادن امنیت افراد جامعه میشه وجود داره به عنوان نمونه در آمریکا رانندگی در حال مستی باعث معرفی فرد متخلف به دادگاه میشه و متخلف رو از شش ماه تا دو سال از رانندگی محروم و به جرایم نقدی و شرکت در کارهای عام المنفعه محکوم میکنه.

در یه نوشته دیگه به مقوله انتشار عکسهای خصوصی افراد و فیلمهای پورنویی که در بازار بلوتوث بازی از رونق خوبی برخوردارند خواهم پرداخت.


<<