/embed>
چند وقتی است که به این فکر میکنم براستی چرا اینقدر سرخوش و بیخیال شدم اما هر چی بیشتر فکر میکنم نتیجه قانع کنندهای بدست نمیاورم.
اما چرا در آغاز این نوشته چنین چیزی گفتم برای اینکه به موضوع اصلی صحبتم بپردازم و آن هم معرفی و کشف یک حس جدیدی است که بعد از شنیدن یک موسیقی زیبا به دست آوردم.
بیشتر مواقع با موسیقی مانوس هستم و به غیر از مواقعی نظیر مطالعه و دیدن فیلم تمام فکر و ذکرم موسیقی است و حتی موقع قدم زدن یا در حال رانندگی به موسیقی فکر میکنم و از شنیدنش لذت میبرم. اما امروز یک آلبومی به دستم رسید که واقعا برایم فوق العاده غیرمنتظره بود. چند روزی بود که در حال کار بر روی نوشتهای بودم که در زمینه مشروبات الکی بود اما با شنیدن این قطعات فوق العاده زیبا از تصمیمم منصرف شدم.
تجربه نوشیدن مشروبات الکلی را نداشتم و دوست ندارم که داشته باشم. اما به نظرم شنیدن یک چنین موسیقی دلنشینی لذتش به مراتب و هزاران بار بیشتر از لذت و سرخوشی و موقتی یک پیک ودکا یا تکیلا یا برندی است.
امروز آلبوم اوج (zenith) فرهاد بشارتی را شنیدم و از شنیدنش بسی لذت فراوان بردم. انگار که تازه زاده شدم. به واقه همانند امسش مرا تا اوج لذت برد. من خیلی کمتر پیش میآید از یک موسیقی چنین تعریف کنم. لینک این موسیقی را نمیگذارم که بس میخواهم از لذتش فقط خودم بهرهمند شوم و اینجا از این خودخواهیم بیشمار راضی هستم و نمیخواهم کسی را در این لذت دوست داشتنی شریک کنم. براستی پنجههای فرهاد بشارتی بر روی قانون چه میکند. یکبار هم قبلا با شنیدن نوازندگی بیژن مرتضوی حال نزدیک به این احوال امروزم داشتم اما احوالم امروزم روز دیگری است و فکر نکنم باز برایم تکرار شود.
البته شنیدن ترانه unbreak my heart یک چیز دیگر و از دستش ندهید. البته منم هم نامردی کردم و ویدئویش را هم اینجا گذاشتم تا دوستان لذت ببرند.
پس اگر فقط دلبسته موسیقیهای باکلام هستید بس به همان بسنده کنید و به طرف این آلبوم بیکلام پرحرف نروید که سخت پشیمان خواهید شد.
یک تراک اوج به هزاران پیک ودکا میارزد.
آقای فرهاد بشارتی از بابت لذت امروزم از شما متشکرم.









