.: یکشنبه 5 اسفند ماه سال 1386 :.
امروز از اون روزهایی بود که خیلی وقته که می خواستم بنویسم هم تولد خواهر کوچیکم هست و هم روز مهندس باور نمیکردم امروز این همه آدم بهم تبریک بگن اصلا یه جورایی از صبح غافلگیر شدم و اصلا یادم نبود که امروز چنین روزی هست. اما بهونه من واسه نوشتن یه بازی جدید هست که لیلی نکونظر راه انداخته و منم چون دوسش دارم از اینجا ادامه میدم و این ترانه بازی رو خیلی دوس دارم البته فقط ترانه های فارسی بازی هستن ولی من نامردی می کنم یکی دو تا ترانه ترکی هم قاطیشون می کنم.
ü بیشتر ترانه های ایرج جنتی عطایی رو دوس دارم بخصوص اونایی رو که داریوش و گوگوش خوندند . یاور همیشه مومن، مرا به خانه ام ببر، دریایی، پل و فریاد زیر آب ، شب شیشه ای ...
ü از ترانه های اردلان سرفراز هر چی بگم کم گفتم بخصوص از چشم من و غریب آشنا و دو پنجره و ستاره بازی ، پنجره ، شقایق (هنوزم باهاش گریه میکنم)،عسل (بخصوص با صدای زیبای ستار عزیز)
ü از شهیار قنبری قدغن رو با صدای خودش فوق العاده دوس دارم البته ترانه هایی مثل بوی گندم، نیاز، همیشه غایب، جمعه ،مرد تنها (خودشم فقط با رضا موتوری حال میده)، نفرین نامه (این یکی که دیگه آخر ترانه هست و حس و حال)
ü خیلی وقتها با گلپایگانی واقعا گریسته ام و منکرش نیستم «من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد/نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد/من که می دانم که تا ، سرگرم بزم هستی ام/مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد/پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم» و یا با «اشک من ! خودتو نگه دار ،/نیا پایین منو رسوا می کنی/آخه غم تو میون جمعی ،چرا تنها ، منو پیدا می کنی»
ü گلپونه ها رو اول از همه با ایرج بسطامی شناختم و هنوزم که هنوزه باهاش اشک میریزم«گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحرشد/گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحرشد/خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد/من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها/من مرغک بشکسته ای بر شاخسارم /گلپونه ها ، گلپونه ها چشو انتظارم/من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها/میخواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم /افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم /گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت/گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت /گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست/همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست /گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست /همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست /آه ای پرستو ره گم کرده ی دشت /با من بمانید با من بخوانید»
ü با ترانه های حسین زمان خیلی وقتها خاطره دارم از روشنتر از ستاره تا مسافر (که تحمل رفتن تلخ عمو نعمتم رو برام آسون کرد) و یا کویر یا نوبت عاشقان از شاپرک و خسته که حرفی نمیزنم با آرامش و غزل عشق و کولی معنی عاشقی رو فهمیدم و هنوز هم با هبوط و عسل و دریا حالی به حالی میشم.
ü از بین همه ترانه های اردلان سرفراز «مرا به خاطر بسپار» رو خیلی دوس دارم بخصوص که امید خونده و خیلی هم با احساس خونده«اگر که دل سوخته ای با توغریبه نیستم/که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم/مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه خط به خط/درستی مرا ببین در این زمانه ی غلط/حقیقت مرا ببین در این زمانه ی غلط/خوب مرا نگاه کن تو ای تمام دیدنم/خوبم اگر یا که بدم دروغ نیستم منم/مرا که پشت پا زدم به راه و رسم روزگار/اگر که عاشقی و یار مرا به خاطر بسپار/در آستانه ی سفر پشت نگاه بدرقه/گریه نکن دعاکن مرا به خاطر بسپار/سر همان کوچه ی سبز که می رسد به انتظار/من ایستاده ام هنوز مرا به خاطر بسپار». از ترانه های دیگه ای که امید خونده تو محشری (نگین چه بی سلیقه ولی تنها ترانه بندری هست که هنوزم هست برام زیباست و دلنشینه) و دلخوشی و شکستی و باران (هنوزم با این ترانه اشک تو چشام جاری میشه) قلندر(عاشقانه ترینی هستی که شنیدم) تکیه گاه (اصلا نمیگم که باهاش چه حالی میشم که گفتن نداره تنها ترانه ای هست که همیشه ی خدا زیر لبم زمزمه می کنم ) و یا انتظار رو.
ü از ترانه های ترکی هم benalim رو فوق العاده دوس دارم متن کاملش رو اینجا دارم . به نظرم ماهسون هیچوقت تکرار نمیشه و این جاودانه ترین ترانه ای هست که خونده و موندگار شده.
Yine hasretli bir güne دوباره به یه روز پرحسرت
Giriyorum hayalinle با خیالت وارد میشم
Aklımdan çıkmıyorsun belalım از ذهنم بیرون نمیروی
Sensiz geçen akşamlarda شبهای که بدون توبگذره
Yine başım belalarda بازم در رنج و درد به سر می برم
Mutlumusun oralarda belalım در اونجا آیا خوشبختی عزیزم
Belalım عزیزم
Yaban çiçeğim گل صحرایم
Belalım عزیزم
Aşkım gerçeğim عشقم ، حقیقتم
Belalım عزیزم
Tek sevdiceğim تنها عشق من
Belalım ah... yaralım مصیبت زدۀ من ، رنج کشیدۀ من
ü بازم از ترکیها میرم سراغ صدای اعتراض یعنی احمد کایا که فوق العاده است من این ترانه اش رو خیلی دوس دارم.
دیگر نمیتوانم با تو باشم Artık seninle duramam
امشب بیرون خواهم رفت akşam çıkar giderim
حسابم به روز قیامت Hesabım kalsın mahşere
دست میکشم و میروم Elimi yıkar giderim
ü فرهاد صدایی هست که هیچوقت تکرار نشد و نمیشه با وحدت و جمعه و شبانه و شهیدان شهر جاودانه ماند و ماند.
ü فریدون فروغی رو با نیاز شناختم و با همیشه غایب بهش عادت کردم و فکر نمیکنم کسی همتاش پیدا بشه.
ü از بین خانومها همیشه به هایده و گوگوش به طرز فوق العاده ای علاقه داشتم و در کنارش ستار یه چیز دیگه بوده و هنوزم با قدیمیها اینا درگیرم و پیگیر که رسم عاشقی رو از اینا یاد گرفتم.
ü اما آخرین مورد راجع به ترانه هایی هست که حالم ازشون بهم میخوره: از همه رپ خوانها متنفرم از این همه خواننده جدید با اسم های اجق وجق و اینترنتی حالم بهم میخوره از همه این ترانه های لس آنجلس که آرش و مهرداد نیویورک و کامران و هومن و ... بدم میاد تحملش رو ندارم از حامد هاکان به شدت متنفرم و نسبت به صداش آلرپی دارم. وقتی تو یه جایی صدای نامجو میاد رسما میخوام بالا بیارم. از بنیامین حرفی نزنید که تحمل حتی یه ثانیه اش رو ندارم و تا مرز سکته دادن منو میبره.
بهرحال این علاقه من به سیزده تمومی نداره و تمامی اینا هم سیزده تا شد منم واسه اینکه دلم بسوزه که کسی منو دعوت نکرد از آقای زمان، توکای مقدس، آقای آقایی زاد، ناصر عزیزم ، مسعود قربانی عزیز و عکاس نازنین رو به این بازی وبلاگی دعوت میکنم دوستان ترانه بازی یادتون نره.
در پناه حق عاشق و آبی و سرفراز باشید/ یا علی