ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
احساس
.: سه شنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1384 :.

 دقیقا یه هفته پیش تو ولادت پیامبر تولدم بود و بیست و سه سالم تموم شد از بس تو قضیه این حادثه بودم حال و حوصله نوشتن نداشتم اما اینبار یکی کامنتهای پست قبلیم بهم گفته بود که زود قضاوت نکنم ولی نمیدونم چرا این طوری شد باورم نمیشه بعد از اینکه از سر و ته قضیه سر در آوردم بالاخره فهمیدم چی به چیه اما چه فایده که خیلی دیر شد و نباید ترانه «دیگه نمی بخشمت» رو می نوشتم می خواستم پاکش کنم اما دیدم بهتره بمونه و یادم نره که دیگه احساساتی نشم و زود قضاوت نکنم بذار سند جرمم باقی بمونه درست که اون هیچ وقت برنمیگرده اما احساسم فراموش نمیشه هفت ماه پیش این ترانه رو نوشته بودم و وقتی تموم ترانه هامو مربوط به اون بود رو پاک کردم هر کاری کردم که این ترانه رو پاک کنم نتونستم گفتم بذار بمونه و چه می دونستم که آخرین یادگارم از اون هست هیچ وقت گرمی دستاشو حس نکردم هیچ وقت شونه هاش پناه گریه هام نشد هیچ وقت نتونستم با صدای بلند داد بزنم « دوست دارم» اما همیشه این احساسم باهام بود که دوسش دارم و خواهم داشت و این عهد و پیمون رو می بندم که تا ابد به غیر از اون به هیشکی فکر نکنم و همیشه دوسش خواهم داشت حتی اگه مجبور باشم که تا لحظه مرگ تک و تنها بمونم .
«هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم / با اون دستای پرمهرش کنه پاکُ و بگه جونم/ بگه جونم نکن گریه منم اینجام بذار دستامو تو دستام / تو احساس منو میخوای منم ای وای تورو میخوام»
احساس من به اون تموم شدنی نیست نازنین من برای همیشه واسه من یه نازنین می مونه تا خون تو رگامه دوسش خواهم داشت حتی اگه بره و برنگرده مهم اینه که عاشق بمونم و الا عاشق شدن هنر نیست و این همون دوست داشتن هست که از معلم شهیدم دکتر شریعتی یاد گرفتم و تا روز حساب باهام خواهد بود .
راستی شاید واسه پست بعدی ترانه ای به تلافی «دیگه نمی بخشمت» با نام «دیگه فراموشت نمیکنم» خواهم نوشت البته قراره برم تهرون و برگردم و بنویسم.
می دونم خیلی وقتا پشیمونی دردی رو دوا نمیکنه اما باشه پشیمونم و ترانه « احساس» رو با تمام وجود به نازخاتون دوس داشتنیم تقدیم میکنم « دیگه فراموشت نمی کنم»:

احساس

یه حس غریبــی تو نگامه
طــنین عشقی تو صدامه
بی هیاهــو بی سرو صدا
گرمی دستی تو دستامه

یه خــــاطره و یه ترانه
یه هوای تازه یه بهانه
برای عشــــق تو دارم
تو این حس شاعـرانه

احساس من برای توست
نمازم رو به خدای توست
دفتــــر شعرم واژه به واژه
همه حال و هوای توست

چـــی بگم چه جوری بگم
با چه شوق و شوری بگم
من به هـــــوای تُ مستم
چقــــــدر از این دوری بگم

شبا به عشـق تو بیدارم
اشکی روی سیم گیتارم
با صـــدای تو نغمه سازم
ورد زبـــونمه دوست دارم

تو احساس من تُ زنده ای
تو گریه هام بهونه خنده ای
به ترانه های من تُ آهنگی
تو قمار عشقم تُ برنده ای
 
«اکبر یارمحمدی»



همیشه موفق و سرفراز باشید . منو از نظراتتون بی نصیب نذارین .


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.