ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
قلب من
.: یکشنبه 29 آذر ماه سال 1383 :.

امروز میخوام در مورد هدیه کردن و ابدی شدن بگم میخوام تا ابد باشم و تنها راهش اینه که قلبت بتپه چه فرقی میکنه کجا مهم اینه که قلبت می تپه آرزومه اگه مردم قلبم زنده باشه آخه خیلی ساده و زود رنجه خیلی حساسه خیلی زود میشکنه آخه خدا جنسش رو از شیشه درست کرده هر  کاری میکنم که سنگی بشه نمیتونم یکی به هم بگه فرمول سنگی کردن دل رو بهم بگه خب نمیدونم چرا دارم ازش دل نمیکنم شاید زیادی دوسش داشتم و دارم اما بذار قلبم دوریش رو تحمل کنه آخه قلبم میگه نمیتونم دوریش رو تحمل کنم  خب من چیکار کنم نمیتونم به حرف دلم گوش نکنم آخه همیشه کنارم بوده و دوسم داره اگه ازش جدا شم چی میشه عیبی نداره باید بمونه و قصه عاشقی منو واسه همه ترانه کنه پس بمون و از عشق من قصه ها بساز .


قلب من

 

لحظــــه ، لحظـــــه رفتنه

این ثانیه ها هم مال منه

 

رسیده باز که وقت دل بریدنه

میرم که دیگه انگار نوبت منه

 

مگه نمی بینی اجل ترانه هامو میخونه

میـــــگه چه چیزی از تو به جا می مونه

 

میگم یه دل دارم که عاشقه

بیــــقرار و بی تاب اما صادقه

 

میخوام بازم تو یه سینه ای بمونه

بمونه و از قصه من ترانه ها بخونه

 

قلب عاشقم یادگار بی کسیامه

هم نشین و همــدم دلواپسیامه

 

نمیخوام با خودم ببرمش

بذار همین جــــــــا بمونه

بمــــــونه و واسه عاشقا

ترانـــه بی کسیمو بخونه

 

میدونم وقت رفتن باید بگم خدانگهدار

این دمــای آخر بازم نمیاد صدای دلدار

 

لحظـــــــه ، لحظــــه دل کندنه

نمیخوام قلب عاشقم بشکنه

 

خستگیامــــــــو دیگه با خودم میبرم

تنهایی و بی کسی شده همسفرم

 

آهای قلب شکسته ام ، تو هم خستگیاتو در کن

تـــــــــــــو سینه ای آروم بی من روزگارتو سر کن

 

تو تموم دنیا تو بودی محرم رازم

تو تنها بمون که من بیقرار پروازم

 

خــــــداحافظ ای قـــــــلب نازنینم

الهی که بازم میشی همنشینم


بهرحال از این که این هفته نمیتونم تو جشن ترانه چلچراغ شرکت کنم خیلی ناراحتم آخه امتحان میان ترم مواد ساختمانی دارم و بد جوری این امتحان حالمو تو قوطی کرده
راستی الان تو ارومیه برف اومده و همه جا سفیدپوش کرده و خیلی زیبا و دل انگیز شده
هر وقت برف میاد عید منم شروع میشه پس دوستان عزیز عیدتون مبارک.

 

 


سحر امید
.: یکشنبه 15 آذر ماه سال 1383 :.

دیروز حالم خوب نبود اما فردا روز دانشجوست دانشجویی که باید در پی علم و دانش باشه دنبال چه کارایی هست بهرحال یه ترانه سیاسی هست کاری که کمتر میگم و اگه هم بگم یا غیر قابل چاپ هست و یا بقیه اش رو بیخیال ....


سحر امید

کو غزلی برای شکفتن

کو کلامـــی برای گفتن

 

کو قصیده ای از هجران

کو ترانه بـــرای حرمان


همه و همه در سکوت مبهم کلمه

دیگه شعر هـم با عشق نامحرمه


در پی غــروب خورشید

کو روزنه ای برای امید


کـــــــو پایانی بر این شب سیاه

کو مجال پروازی تو آسمونگاه


یا رب و یـــا ربم خشکیده بر لب

مهری از سکوت نشسته بر شب


ترانه ای نمــــــــونده از روز

نه غزلی از شهاب شب سوز


همچون آذر و شمع بسوزان دامن ننگ

فریاد عاشقی سر کن در این وقت تنگ


بیا ای هم نفس تا رهایی از قفس

از هــــجوم سایه ها دیگه نترس


نگو از سیــاهی که به سر میشه

این شب دلواپسی هم سحر میشه


سحری از عشق و امید و جنون

با مژده وصـــال لیلی و مجنون


آهای قلندر بیدار بمون

بیا و از دلــــدار بخون


قلندر شب زنده دار تویی امید وصال

سپیدی فلق ختمیست بر این همه جدال


یه روز میاد
.: سه شنبه 10 آذر ماه سال 1383 :.

اینم یه ترانه جدید هست که با یه تجربه جدید یکی از دوستانم آقا کامبیز گفت یه سوژه جدید برای عشق میخوام منم این سوژه رو بهش پیشنهاد کردم وقتی که آدم مجبور باشه بنا به دلایلی عشق رو در جدایی ببینه آخرش این میشه این ترانه نامه ای هست که یه عاشق تنها برای معشوقش میفرسته و ازش معذرت خواهی میکنه که چرا ازش جدا شد دلیلش خیلی چیزا میتونه باشه الا بی وفایی عاشق ما یه زمانی متوجه میشه که به یه بیماری لاعلاجی مبتلا هست و به خاطر این که معشوقش که خیلی دوسش داشت راحتتر بتونه اونو فراموش کنه و  به زندگیش ادامه بده اونو تنها میذاره و قبل از مردنش این نامه رو واسش میفرسته که من اونو سعی کردم به زبان ترانه بنویسم نمیدونم چطوری شد اما تو دنیا از این عاشقا زیاد هستن که یه خاطر معشوقشون از خودشون هم میگذرن . بهرحال امیدوارم خوشتون بیاد :

یه روز میاد
میخوام بدونی دوست داشتم که از تو گذشتم
اون قده رفتم و رفتم که دیگه پیشت برنگشتم

خسته تر  از اونی بودم که  لایقت باشم
 بدون که من نمیتونستم عاشقت باشم

بــــــــــرو عاشقونه  رها شو از بندگی من
یادت باشه سودی واست نداره زندگی من

 تو مث پرنده ای تو آسمون پر ستاره
منم یه افتاده که اسیر بازی روزگاره

برو به جایی که قــــــــدر خوبیاتو بدونن
تا صبح خروس خونش برات ترانه بخونن

ازت میخوام مــنو فراموشم کنی
رفتم که تو هم ترک آغوشم کنی

این بود کلام آخرم که دیگه نگام نکن
با اون بغض تو گلوت دیگه صدام نکن

مـــــــــنو ببخش که این جوری رهات کردم
بدون که تموم ترانه هامو نذر چشات کردم

یه روز میــاد که میفهمی چقد دوست داشتم
حیف نشد والا تنهائیامو پیشت جا می ذاشتم

یه روز میاد که دیگه ازم نیستی دلگیر
نمی خواستم تو به پای من بشی پیر

«اکبر یارمحمدی»

منو از نظراتتون بی نصیب نذارید .


چی خیال کردی؟
.: شنبه 7 آذر ماه سال 1383 :.

نمیدونم ولی چه حالی من دارم دیروز در آزمون قلم چی مراقب بودم به این بچه هایی که داشتن امتحان میدادن دلم می سوخت نا سلامتی خودمم پشت این سد کنکور مونده بودم در حالی که از سرما تموم دکمه های کتم رو بسته بودم ور داشتم پشت یه کاغذ پاره یه چیزایی نوشتم شب هم حالم نیومد که اصلاحش کنم به همین خاطر الان اینجا مینویسم تا شماها بگین خوبه یا بده و نظراتون رو بگین :

چی خیال کردی ؟
 اونی که بازی رو برده  منم
کسی که دل نسپرده منم
خیال می کردی که
تا ابد عاشقت می موندم
دیدی که چه جوری
دست تو رو خوندم
تو میخواستی
منو غلامت کنی
این دل سر به رامو
اسیر و رامت کنی
خیال می کردی
همیشه برات می میرم
اگه تو نباشی
کنج غمو میگیرم
چی خیال کردی ؟
چی خیال کردی ؟
برو که دیگه برنگردی
دیگه دستت واسم رو شده
میدونم کی هستی ؟
تو دوسم نداشتی
تو دلمو شکستی
این که شکسته
دیگه خیالی ندارم
دیگه ولت میکنم
با تو که جدالی ندارم
برو که دیگه دوست ندارم
دیگه از اون برق چشات بیزارم
دیگه نمی خوام بهت فکر کنم
حتی دیگه اسم تو رو ذکر کنم
تا عمر دارم
واست ترانه ای نمیگم
اگه بمیرمم
قلبمو دیگه بهت نمیدم
چی خیال کردی
برو که  بر نگردی

اکبر یارمحمدی


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.