Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شقایق
.: یکشنبه 5 مهر ماه سال 1383 :.

دیروز سر کلاس نقشه برداری استاد داشت رو مخمون پیاده راه میرفت منم عشقم کشید و این ترانه رو نوشتم .
تازه آخر حال بود بعدشم از سر کلاس در رفتم آخه من تو دودره بازی کلاسها لنگه ندارم تازه آخر حال بردن هم همینه.

شقایق
پشت پنجره نگاهی مونده به در
مرغ عشق کی میشه خوش خبر
خبر رسیدن  مژده دیدار عاشق
هنوزم مونده به در چشم شقایق
شقایق غصه نخور زمستونم به سر میشه
مهر میاد و شب سیاهم سحر میشه
قاصد  عشق اومده برات ترانه آورده
تو جاده های بی کسی واسه تو دل سپرده
گوش بده به این صدای عاشقانه
با حنجره ای لبریز آواز برات میگه ترانه
دلت گرفته کسی نمیاد به سراغت
تو این شبای تار ستاره ای نمیشه چراغت
آغوش گرمتو وا میکنی برای عشق
تموم هستیت رو میکنی فدای عشق
تموم اشکاتو میذاری پشت پنجره
هر چی بغضه آروم میشکنی تو حنجره
شقایق ترانه ها اسیر زندون نمیشن
از نقل حکایت عشق پشیمون نمیشن

اکبر یارمحمدی

خوب چطوره باور کنید روش اصلا کار نکردم و حسی نوشتم ایرادات شو شما بگین


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.