Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
ای ایران
.: سه شنبه 31 شهریور ماه سال 1383 :.

در مورد امروز فقط اینا رو نوشتم دیگه چیزی نمیگم:

 

ای ایران

بر سر در قلبم نام تو را نوشتم ای ایران

آب و گلم را از عشق تو سرشتم ای ایران

بر قامت سبلان ، بر خاک ستارخان

از بیگانه و بیگانه پرست گذشتم ای ایران

 

قسم به سپیدی برف دماوند

قسم به بلندای سقف الوند

به استواری قامت بیستون

به پایمردی بی حرف سهند

 

تو بمان ای ایران ، تو بمان ای یادگار آریایی

تو بخوان ای ایران ، تو بخوان ای دیار رویایی

بر صفحه سپید لوت ، بگذر از این همه سکوت

بر پهنه خلیج فارس بنویس از عشقی خدایی

 

گویم از تو و اسطوره جاوید مزدا

از رستم تهمتن و عشق فرهاد شیدا

اثر ندارد آتش کین بیگانه بر سیاوش

فرّ  ایزدیت بر همه عالم گشت پیدا 

اکبر یارمحمدی


فرناز
.: شنبه 21 شهریور ماه سال 1383 :.

شاید بگین دارم داری دست پایین مینویسم نه اصلا این طوری نیست این ترانه برام جالبه نه  به خاطر اسمش بلکه حسی که یه زمانی بهم میداد در ضمن فرناز یعنی با ناز و عشوه در واقع این جوری یه چیزی که هست هر از چند گاهی سعی میکنم برگردم عقب ببینم چه خبره .
اگر هم عاشقانه زیاد مینوسم به دلیل اینه که عاشقانه نوشتم هم آسونه هم اینکه کسی تورو نمیشناسه کی هستی اما می تونم ترانه رو که شروع کردم همین جا تمومش کنم .یه کاری هست که دادم دست بچه ها اگه نمره قبولی بگیره واستون مینویسم . حلا فرناز رو داشته باشین بعدا.

 

   فرناز


پشت اون چشای عاشق  و ناز چی پنهونه

بگو از ترانه ، کی برات آواز می خونه


یادت نره اون همه نامه های عاشقانه

از تو می گفتم تو هر چی شعر و ترانه


ناز تر از ناز چشات مگه پیدا میشه

بگو کی مث من واسه نگات شیدا میشه


تو که پُری از عطر گلای اطلسی

بگو کی به  داد دل من می رسی


از تموم گلای ناز قسمتم تو بودی فرناز

از تموم ترانه ها تو واسم شدی یه نغمه ساز


عشق تو ارزون نمیدم به ناز دنیا

تو رو دوست دارم به قد تموم رویا


تو حجله عشقم تویی یه عروس رویایی

تو کویر خشک دلم تویی  ونوس دریایی


بپا که عشق تو و ناز نگات خیلی گرونه

ببین این دل عاشق بی تو چه دل نگرونه


تو سکوت چشات  غزل عشقُ  می خونم 

به عطر گل رازقی  تا ابد عاشقت می مونم


چاره چیه
.: چهارشنبه 18 شهریور ماه سال 1383 :.

نمی دونم از اینکه عاشقانه مینویسم چی میخوام خیلی خسته شده بودم اگه گیتارم نبود و اگه مهربونی امیر ژوله و سیما و بزرگمهر و توکا و گل محمد نبود نمی دونستم چیکار کنم کاشکی یکی به دادم برسه اما چاره چیه باید ساخت و سوخت و دم نزد .کاشکی هیچوقت نمیدیدمش غرورم و شکست به باد تمسخرم گرفت عشق مو  به باد کنایه گرفت دیگه چی بگم نمیدونم کاش عاشق یکی دیگه میشدم و راحت میگفتم « خیال نکن نباشی بدون تو می میرم / گفته بودم عاشقم خب حرفمو پس میگیرم» اما نمیشه بی خیالش شد نمی تونم بگم دیگه عاشقت نیستم راستی مگه عیبی داره تو این زمونه مث مجنون شد یا مث فرهاد شد چه ایرادی داره بذار همه بگن دیوونه هست واسه این یکی دیگه «خیالی نیست»


چاره چیه

وقتی که میگریستم دلم میگفت مبارکه

قدر اشکاتو بدون ، هنوزم چشات بی کلکه

مرواریای اشکم روون بودن رو گونه هــام

غم عشقت سنگینی میکرد رو شونه هام

جرمم چی بودجز این که گفتم دوست دارم

به حکم دادگاه تو محکوم به طناب دارم

چه کنم دلم اسیر دیگری نمیشه

میگه عشق تو همراهشه تا همیشه

کاشکی میتونستم بگم خیالی نیست

میرفتم و میگفتم بی تو ملالی نیست

نمی تونم ،زبونم از گفتنش بند میشه

بی تو لبم اسیر تلخ زهر خند میشه

هر جور بخوای ، میگم عیبی نداره

چاره چیه دلم همش به فکر یاره

به فکر یاره که یه وقت دلگیر نشه

دلم میخواد از دیدنش دیگه سیر نشه 


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.