میبخشید که دیر به دیر میام نزدیک امتحانات هست . این امتحانات عملی هم دبجوری ما رو از کار و زندگی انداخته عیبی نداره اینا هم تموم میشن.
هر چقدر دلم میخواد عاشقانه ننویسم میبینم نمیشه بدجوری دلم به دامش افتاده یه ترانه دارم یه اسم «رسوای زمون» داغ داغ هست همین چند دقیق پیش تو اتوبوس نوشتم اگر هم ایرادی داشته باشه دیگه ببخشید حتی فرصت اصلاح رو هم ندارم شاید بعدا اومدم و درستش کردمحالا اینو داشته باشید:
رسوای زمون
دلم بدجوری هواتو کرده
تو غربت ترانه دنبال تو میگرده
تنگ غروب خسته و تنها
صدات میکنم ای هم آشنا
ناز نگاتو به دنیا ارزون نمیدم
ستارهی عشقمو به آسمون نمیدم
بیا تو خاطرههای خط خطی
سراغی بگیر از من پاپتی
چه کنم چی بگم از کدوم بهونه
دوست دارم رو فقط یه بار بگو عاشقونه
اون لحظه حس میکنم تو بهشتم
اینو بدون سرنوشتمو به نام تو نوشتم
بی تو من کبوتری پر شکسته
تو نیستی کنج قفس تنها نشسته
تو آسمون آبی عشق تو یه ترانه
واسه داشتنت منم اون حس عاشقانه
اگه من جنگل خشک تو ببار
با حضورت سرم یه دنیا بذار
رسوای عشقم بین پیر و جوون
بازم رسواترم کن بدتر از رسم زمون
خب یه جورایی حس میکنم این ترانهمو بیشتر از بقیه دوست دارم راستی دلم میخواد یه ترانه از ترانههایی که «امید» خونده رو واستون بنویسم که خیلی دوسش دارم اسم ترانه «امید و آرزو» هست از کاست سربلند و همین ترانه «سربلند» هم خیلی قشنگه:
امید و آرزو
تو کار عشق اگر چه وا نمی دم
به هیچ کسی به غیر تو بها نمی دم
تو کلبه ی امید و آرزو هام
به غیر تو کسی رو راه نمی دم
به غیر تو کسی رو راه نمی دم
بیا و این منو دوباره بشناس
که لبریز تو ام از عشق و احساس
می خوام غرق محبت تو باشم
بخونم با تو تا دنیا به دنیاس
کمی خدا خدا کن یک کم واسم دعا کن
برای دیدن من زیر پات رو نگاه کن
تماشا داره با این با تو شکفتن
تو رو خواستن به تو هرگز نگفتن
عجیبه این هوای عشق تازه
که احساسم به داشتنش می نازه
محبت داری و داری زیادی
به ایثار تن من دل ندادی
دلم می خواست برای تو بمیرم
تو این حق رو چرا به من ندادی
تن دریا دل طوفانی من
هوای ساحل مرجانی تو
مرا با زورق عشق تو می برد
به اون جایی که هست مهمانی تو
نشسته در کمین بودن من
سکوت بی دلیل خواستن تو
منو می سوزه گرمایی که داری
تماشای به من دل بستن تو
سربلند
به نام عشق و زندگی تو رو انتخاب کردم تو رو انتخاب کردم
من از در خونه ی دل همه رو جواب کردم همه رو جواب کردم
گفتم برای چیدن گلی از گلزار بهشت
دیگه به امید خدا می رم به سوی سرنوشت
زدم به قلب زندگی برای انتخاب یار
قرعه به نام تو زده سهم منو این روزگار
عاقبت این کار خوب و بدش به دست توست
بذار که سربلند باشیم شکست من شکست توست
از اون روزی که اومدی شریک زندگیم شدی
حال و هوای زندگیم لحظه به لحظه دست توست
من دوست دارم را به تو راحت گفتم
گفتم ولی از روی صداقت گفتم
می پرسی که تا کی عاشقم می مونی
از حالا تا فردای قیامت گفتم
از حالا تا فردای قیامت گفتم
راستی نازخاتون هنوزم:
دوست دارم
تا اومدنی دیگر خداحافظ .










